الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

368

الغدير ( فارسى )

- اينان به استقبال مرگ شتافتند و پيشتازان هميشه جان به كف باشند . - در ميان شما جز مردم بدكار نبينم ، مردمى سراپا ننگ و عار . - آنها كه از خوف فقر ، دست عطا نگشايند و از صولت مرگ پيش نتازند . - اى آل ياسين ! ولايتان رهبر آيين استوار است . - فرشتگان در خانهء شما فرود آيند و آيات قرآن در دل و جانتان نزول گيرد . - شما حجت بر حقّ خداوندگاريد در ميان خلق . - جز با مهر و ولايتان ، كجا قرب و منزلتى به سوى پروردگار جهان حاصل آيد ؟ - به خدا سوگند ، نه هرگز نظم و نثرم از ياد شما خالى ماند و نه دل يا زبانم . - و نيز دشمنانتان نه از زخم زبانم در امان مانند و نه از تير جان ستانم . - و نه در روز ماتمتان ، لب به خنده و شادى برگشايم . - اگر به روزگار پيشين نبودم كه با تيغ تيز نصرت و ياريتان كنم ، اينك با زبان به مقابله برخيزم . - درود خداوند نثارتان باد و حق تعالى مزارتان را از ژالهء بهارى سيراب كناد . - ابرى پرباران با رعدى خروشان كه زهرهء شير ژيان به درد . - خدا را ، چگونه بر شما رحمت آرم كه شما خود رحمت همگانيد . رثاى ديگرى دربارهء سيد الشهدا سروده كه در جلد اول ديوانش ثبت است : - چسان از شهد زلال كامياب گردم ، با اينكه سراپردهء رسول خالى و ويران است ؟ - روزگار از جدايى و آوارگى شما كامياب شد و شما از عيش و زندگى كامياب نگشتيد . - از آب فرات شما را راندند ، با آنكه گاو و گوسفند بر كنار آن سيراب است . - به روز عاشورا چشمها خون گريست و دردى بر دلها نشست كه دوا نپذيرد . - مصيبت به دنيا فراوان است ، اما اين مصيبت فراموشى نگيرد . - سياهى و تاريكى فضا را گرفت ، صبح روشن كو ؟ درد بالاى درد فزود ، شفا كو ؟ - دلهاى بريان در سينه مىتپد ، گويا عزم پرواز دارد . - اى كه زبان ملامت باز كرده‌اى و بر اشك سوزانم نكوهش آورى ! - از من پاسخى جز حسرت و آه و ناله‌هاى جانكاه نيابى .